يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

25

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

ماء الاصول پوست پنج باديان و پوست پنج كرفس و پوست پنج كبر و پنج اذخر از هريك دو مثقال همه را در يك پياله آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بده مثقال عسل شيرين كرده نيمكرم رغبت نمايند هم در علاج فالج در علاج فالج چون روز چهارده ز فالج گذرد * بايد كه معالج به عمل دست برد و انگاه دهد داروى مسهل دو سه بار * باشد كه مريض رو به صحت نكرد ذكر عملى كه فالج و جميع مرضهاى بلغمى را نافع بود سنامكى خاصه پنج مثقال بسفايج نيمكوفته و قنطوريون دقيق از هريك سه مثقال تخم كرفس و اينسون و بابونه و شبت از هريك دو مثقال شحم حنظل دو درم همه را در يك كاسه آب جوشانيده تا بنيمه آيد صاف كنند و هفت درم بوره ارمنى يا نمك پانزده درم عسل در آب آن حل كرده و صاف نموده پنج مثقال روغن بابونه كه صفتش در جمود تحرير شد اضافه كنند و نيمكرم كرده عمل نمايند هم در علاج فالج مفلوج سوى شفا چو نزديك رسيد و ز منضج و مسهل و عمل فايده ديد از روغن قسط و فرفيون و شونيز چندانكه